ادامه زکام ( سرماخوردگی رامیلا جون ) و مامانی
روز شنبه بردیمش دکتر خودش که متخصص و فوق تخصص داره نظرش این بود که باز گوشش عفونت کرده و وضعیت سینه اش هم خیلی خرابه
به خاطر این داروهای جدید براش نوشت که بهش بدم تا بهتر بشه ولی مگه رامیلا خانم داروهاشو میخوره منو میکشه تا دارو بخوره، این سری دخترم خیلی حالش بد کم غذا شده حتی شیر هم به خوبی نمی خوره شاید در طول روز وقت یکیشونو بخوره اون هم فقط یک وعده. داروهای جدید خانم خانمها که نمی خورشون هم اینا هستند: شربت سرماخوردگی با طعم میوه، آموکسی کلاو، یک نمونه جدید آنتی بیوتیک و کی دستگاه تصویه هوا به این دلیل که رامیلا جون آلرژی شدید داره و ماشاا... هوای ما هم خیلی تمیزه و اینجوری هوای خونه یک نواخت بشه .
آخی دخترم قربونش برم خیلی نا آرومه خیلی خیلی بهونه میگیره و کلافه است طوری که بعضی وقتا واقعاً دیونه ام می کنه واقعاً نمی دونم چکارش کنم . ![]()
تمام این مدت که درگیر رامیلا خانم شدم قافل از خوم بودم این باعث شد که خودم هم درگیر این سرماخوردگی بشم و باعث شده که من هم از پا بیافتم تمام این هفته خودم هم کارم دکتر رفتن شده و چه رامیلا خانم رو بردیم و چه خودم رفتم دکتر دیروز به حدی مریضیم اوت کرده بود که مجبور شدم باز برم دکتر و دکتر هم نامردی نکرد و 3 تا آمپول خوشکل و شربت و قرص برام نوشتو چشمتون روز بد نبینه که چه آمپولایی زدم 2 تاشون از همین روغنی ها و 1 شون هم پنی سیلین بود. این پرستار هم نامبردی نکرد و 3 تاشون با هم قاطی کرد و با هم زد بهم خلاصه تا آخرش بخونید که چی شد ................ . ![]()




ادامه زکام ( سرماخوردگی رامیلا جون ) و مامانی 
